از یه تیکه ابر که افتادم پایین دیدم وسط اتوبوسم یه جورایم شد حرفم نمی یومد دلم می خواست یکی بهم بگه چرا وسط اتوبوس واستادم اما کسی دمه دست نبود حتی تو هم نبودی.
می دونی چیه؟اصلا نمی دونم اتوبوس داره کجا می ره..ایستگاه بعد پیاده میشم..می رم یه رستوران کثیف شاید مریض بشم دوسم داشته باشی.
وسط خیابون نمی دونستم باید کجا برم..رفتم تو یه سالن تاتر.نمایش قشنگی بود بخاطرش هم هرچی ته جیبم بود دادم اما چون یکی از بازیگراش منو یاد تو می نداخت زود زدم بیرون.
با یه بسته پاپکرن تو دستم وسط خیابون قدم می زدم یادم اومد که پاپکرن دوس داشتی..قدم می زنم قدم می زنم..شاید فراموشت کنم.
تبلیغات

